🔹گور مجازی🔹

دور گلوی ما از بس پر از نیشه/جای نوازش هم خون مردگی میشه

دور گلوی ما از بس پر از نیشه/جای نوازش هم خون مردگی میشه

🔹گور مجازی🔹

همیشه که نباید مثل همه بود تو شکل خودت باش قطعا زیباتری

آخرین مطالب
  • ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۵ :(
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۶ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۴ :(
آخرین نظرات

۲۳:۴۶۲۷
تیر

وای خدا پستای ویبلاگم و که میخونم دوس دارم کلم و بکوبم به دیوار ... بیشتر شبیه دفتر ثبت وقایع بی اهمیته زندگی شده :/

چرا یه دوره ای از زندگیم دیگه برنمیگرده؟ مثلا اون دوره که با اعتماد به نفس کامل مینوشتم دقیقا قبل از ماجرایی که تو چن تا پست قبل تر نویشتم (اعتماد به نفس های شکسته)

نیاز به یک روان شناس و عمیقا حس میکنم چه وضعشه آخه -_-

mrym (:
۲۰:۰۷۲۱
تیر

حالا که دبیرستان تموم شده تازه شدم شبیه تینیجرا تازه یه سری کارا رو یادم افتاده انجام بدم که میتونس تو نوجونی انجام بشه

من اصلا درس خوندن و دوس نداشتم ولی حس میکنم با این که درس نخوندم ولی نوجوونی هم نکردم

این که بشینی سریال ببینی و طرفدار یه گروه موسیقی بشی و هر لحظه ویدئو هاشون و ببینی برای الان دیر به نظر میاد

این که دلت هوای گذشته کنه و بخوای بری پیست اسکیت و چیز جدید یاد بگیری برای دیر به نظر میاد 

این که هیچ وقت تو بچگی دلت دوچرخه نخواسته ولی الان تو ابتدای جوونیت تازه دلت میخواد دوچرخه داشته باشی و برای اولین بار سوار بشی (این از نظر خیلیا عجیبه)

ولی میدونید من هیچ وقت قرار نبوده با قانونایی که بقیه آدما بهش پایبندن زندگی کنم، من همیشه خلاف جریان آدما بودم حتی تو اون 10% که کاراشون معقولانه بود هم دلم نمیخواست مثل اونا باشم... چون انقدر من و از خودشون متنفر کردن که ترجیحم این بود که خودم راه خودم و پیدا کنم.

من برای تقلید کردن آفریده نشدم

این مریم که اینجاست همیشه راه جدید میسازه جای این که راه هایی که قبلا کشف شدن و بره

البته درستشم همینه... آخه 70000000000 آدم روی این کره خاکی هست که همشون با هم متفاوتن و باید خودشون باشن و راه خودشون و بسازن و برن. ولی خب اونا ترجیح میدن به جای تلاش و ریسک بهتر از تجربه های کهنه استفاده کنن.

البته اینا یه جور برداشته شخصی به حساب میان ولی این صفحه هم شخصیه پس میتونم بیانش کنم D:

.

.

آسمونم آبیه

اگه آهنگ بود من نمیخوام عوض شم از زانیار البته فقط همون خط اولش D:

mrym (:
۱۸:۵۳۲۱
تیر

بشینی کلی با احساس یه صفحه تایپ کنی بعد بگی ن اینجوری نمیشه بزا یه بیت شعر زیرش تایپ کنم

بعد در همون لحظه برقا بره :/

زندگیه ما داریم آخه ؟ پست عزیزم پاک :/

mrym (:
۲۱:۴۹۰۳
خرداد

بعده 1سال تلاش بلاخره موفق شدم یه اکانت توئیتر بسازم😂

البته ایمیل و که زدم گفت این ایمیل قبلا ثبت شده و من بعد چن ساعت تلاش با یه بازیابی پسورد تونستم وارد اکانتم بشم

ولی این تازه اول ماجرا بود -_-

اول از همه رفتم تو نظرسنجی که بعد چن وقت دوباره یادم انداخته بود اکانت توئیتر بسازم شرکت کردم (رادیو انگلستان نظرسنجی گذاشته بود از بین گروه های موسیقی کره ای اهنگ یکیش و پخش کنه)

بعد فهمیدم وای من چرا این تو انقد غریبم نه کسی و میشناختم که توئیتر داشته باشه بگم فالو کنه نه هیچی

خیلی دوس داشتم اکانت توئیتر داشته باشم حس میکنم خیلی راحت تره اونجا نوشتن، به راحتی چیزی که تو ذهنته رو تو چن تا جمله بیان میکنی.

هم سریع، هم ساده...

ولی الان انقد خلوته دورم که نمیتونم هیچی توئیت کنم :(

اگه کسی توئیتر داره فالوم کنه لطفا @mrymgoli بعد آی دی خودش و کامنت کنه تا منم فالو کنم

پ.ن: پیشنهاد میکنم شمام اگه اکانت توئیتر ندارید یکی بسازید، برا ما وبلاگ نویسا که همیشه تو سرمون پر حرفه خیلی خوبه❤

.

.

آسمونم آبیه

اگه آهنگ بود من مانده ام تنهای تنها😂

mrym (:
۲۰:۵۴۲۶
ارديبهشت

برا اولین بار در عمر 12 سال تحصیلم یه امتحان و می افتم -_-

تا اومدم هضمش کنم فهمیدم انگار فردام قراره بیفتم 😂

خدا رحم کنه به مادر و پدرم که با شنیدنش چیزیشون نشه فقط

خدایا درسته بنده بیشعوریم ولی همچین نکن با ما :(

mrym (:
۱۴:۰۳۱۵
ارديبهشت

وسط بلاتکلیفی هام نشستم و تنها کاری که میتونم بکنم نگاه کردنه

قبل تر ها آدم قوی بودم

شاید یه جایی تو 13 سالگی, اونجا که هنوز به خاطر رفتار های شیطنت آمیزی که دقیقا مال همون سن بود و میتونست بعدش تموم شه ولی نشد، تنبیه یا حتی تحقیر میشدم

من اونقدر توسط آدمای احمقی به اسم مدیر و ناظم هر کوفت و زهرمار دیگه ای که اون مدرسه رو شبیه پادگان نظامی میدیدن و از ما انتظار اطاعت صرف رو داشتن تحقیر شدم که دیگه نتونستم اون آدم سابق بمونم...

نتونستم تیکه های اعتماد به نفس و غرورم و به هم بچسبونم و همونقدر که بودم قوی بشم.

واسه همینم همه اون شیطنتا و سرکش ها ادامه پیدا کرد

دیگه هیچ چیزی یا ارزش تلاش کردن نداشت یا اگه داشت من اعتماد به نفس انجام دادنش و نداشتم

هرچی میخوام خودم و گول بزنم نمیشه ... به خودم تلقین میکنم که نه این دفعه میتونی، اگه تلاش کنی میشه ولی فهمیدم یه چیزایی از تلاش مهم تره و اون قطعا اعتماد به نفسه :(

.

.

آسمونم بارونیه

اگه آهنگ بود "inne manih" از chaima mahmoud

mrym (:
۱۷:۲۰۱۳
ارديبهشت

بعضیا که انقد خوب بودن و میتونستن خوب بمونن با خداحافظی غصه میذارن رو دلمون :(

حال و هوامون فرق کرده یه زمانی همین چن خط نوشته هامون انقدر انرژی مثبت به خودمون و خواننده هامون میداد که همه مشتاق چن لحظه بیشتر اینجا بودن، بودیم.

ولی الان نه من اون شوق قبل و دارم و نه خواننده ها

من جنجالی و پرهیایو مثل یه انشای مهم تو یه مسابقه مدرسه مینوشتم و شما پرهیجان مثل خوندن یه کتاب نوبل گرفته میخوندینش. انقدر براتون جذاب بود که دوس داشتین راجبش نظر بدین راجبش بپرسین یا حتی محکومش کنید

من انقدر برام مهم بودین که جواب هر کامنت با کلی دقت و فکر براتون مینوشتم

ما انقدر جدی بودیم که قابل وصف و درک نیست

ما اونقدر غرق دنیا و خونه دوممون بودیم که هیچ وقت حتی یه ثانیه فک نمیکردیم اینجوری بشه که دونه دونه خونه هامون و ولی کنیم و برای همیشه بریم

خونه هایی که توش بزرگ شدیم

خونه هایی که یه روزایی وقتی از خونه اولمون میبریدیم میومدیم توش و توش حس مالکیت داشتیم، خونه ای که خودمون ساخته بودیم برا تسکین دردامون، برا شریک شدن شادیا و حسای خوبمون

مهم نبود که خودشون مجازین چون حساشون واقعی بود...

وبلاگ هامون دارن مث خونه های متروک تو یه جزیره دور افتاده میشن

ما تنها بازماندگان این جزیره نیمه متروک باید این رسالت و بپذیریم و سرپا نگهش داریم

من با این که هرروز غمگین تر و مضخرف تر از قبل مینویسم ولی دلم نمیاد خونم و جزیره قشنگمون و ترک کنم 

اون حس و حالا دیگه برنمیگرده مطمئنم

ولی من میتونم با خاطره روزای خوبمون تو این جزیره زندگی کنم :)

.

.

آسمونم آفتابیه

اگه آهنگ بود "عبور" از محسن یگانه

mrym (:
۲۰:۱۳۱۰
ارديبهشت

چقدر یه اسم میتونه درخوره یه وضعیت باشه آخه "مانند بهشت😍"

نمیدونم قدما هم اردیبهشت انقد قشنگ بود و من نمیدونستم؟

قلمو برداشته رنگای خوشگل و شاد پاچیده همه جا

گلای خوشگل و خوش رنگ کشیده همه جا

آسمون یه آبی پر از ابرای پفکیی شده

یکی درمیون بارون میاد و غصه ها رو میشوره

نیمه شب یهو میزنه تو بلوار جلوی پنجره و یه روز خوشحال شروع میشه

صب زیر بارون میری مدرسه (من عاشق زیر بارون بدون چتر راه رفتنم)

زنگ تفریح یا زیر بارون قدم میزنیم یا دست هم و میگیریم و با نهایت سرعت میچرخیم یا میپریم تو چاله های پر آب :)

موقع برگشت از پشت شیشه بارونی به جنب و جوش تو شهر نگاه میکنم و با یه هندزفری تو گوش برمیگردم خونه

حتی غروبا هم بارون میاد و من خیره به منظره روبروی پنجره عشق میکنم از این همه لطفش بهمون ...

پ.ن: بماند که وقتی حالم بده بارون باعث غصه و گریه بیشتر میشه

پ.ن۲: خدایا مرسی :)

.

.

آسمونم آفتابیه

اگه آهنگ بود "داری خوابم میکنی" از این و آن بند

mrym (:
۰۰:۳۵۰۹
ارديبهشت

پشت سرم حرف بزنین ... میدونم حرف میزنید برامم مهم نیست

ولی تو رو جون هرکی دوسش داری بعد این که جملم تموم شد به بغل دستیت نگو "توام به همون چیزی که من فک میکنم فک میکنی"

منم دل دارم خب ... دلم میشکنه از این همه سنگدلیتون -_-

.

.

اگه آهنگ بود یه خونه کوچیک از محسن چاوشی

mrym (:
۰۰:۲۲۰۷
ارديبهشت
قلم ها از نوشتن ناتوانن وگرنه ذهن ها خیلی جذاب تر از این حرفان
.
.
آسمونم بارونیه
mrym (: