🔹گور مجازی🔹

مرگ بهتر! چون که ماهی در لجن طاقت نداشت...

مرگ بهتر! چون که ماهی در لجن طاقت نداشت...

🔹گور مجازی🔹

سرگشته ی محضیم و در این وادیِ حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم!

#مهدی_اخوان_ثالث

آخرین مطالب
  • ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۵ :(
  • ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۵۱ دربی
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۶ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۴ :(
آخرین نظرات

پوچی نامتناهی ...

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۴۷ ق.ظ

وقتی حس کنی اصلا آدم جالبی نیستی و رفتارات انقدر زننده و خود خواهانست که باعث میشه همه ازت متنفر بشن ...

هرشب این ساعتا، دوس داری بخوابی و دیگه هیچ وقت پانشی ...

صدات برای خودت آزار دهنده میشه ...

دراز که میکشی دیگه مث همیشه برای اشتباهاتت حرص نمیخوری ،

دلیلش اینه که فهمیدی کلا یه اشتباه و شوخی بزرگ با زندگی اطرافیانتی ... این دفعه وقتی دراز میکشی مخت خالیه

به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمیکنی ...به یه پوچی نامتناهی رسیدی

حالم از انقد نفرت انگیز بودن به هم میخوره :’(

.

یاد این شعر فروغ فرخزاد افتادم:

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.

برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

آفتاب دیدگانم سرد می شد,

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.

وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,

وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,

شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

در شرار آتش دردی نهانی.

نغمه ی من ...

همچو آواری نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.

پیش رویم :

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر :

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام :

منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.

کاش چون پاییز بودم

.

اگه آهنگ بود "از سرما کبود" از آیدا شاه قاسمی

۹۶/۰۶/۲۴
mrym (:

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی